عمریست دلِ خسته، به راهت نگران استچشمی به ره افتاده، ولی باز نهان استرفتی و دل افتاده به تردید و امیدکاش آیی و بنشینی، نه چون کس که روان استشبها دلِ دیوانه زِ شوقت شده آتشآه ای تو که پیدایی و عشقت نگران استیاد تو چو مهتاب، به دلتنگی من ریختهر گوشهی این خانه، پر از سوزِ نهان استماندهست دلم با تو و در خلوت شبهادل در تبِ دیدار، ولی صبر گران است#حسن_سهرابی @sohrabi_hassan
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۴ ساعت 21:23 توسط سورنا سهرابی
|
Adblock tes
برچسب:
نویسنده: سینا حبیبی
تاريخ: سه
شنبه
4 آذر
1404 ساعت: 15:41